|
چشم خواند ، مغز فکر کرد و جسم به حرکت درآمد
|
صدیق حسین زاده: بعد از گذشت نزدیک به یک سال از استعفای هدایت الله میرمرادزهی و حتی انتخاب وی به عنوان منتخب مردم سراوان در مجلس نهم شورای اسلامی ، هنوز در اتاق فرماندار نیکشهر بر روی مراجعین بسته مانده و اداره امور بر عهده سرپرست فرمانداری است.
زمانی که هنوز خبری از انتصاب احمد رضا ریگی به عنوان فرماندار شهرستان سرباز نبود ، شایعه شده بود که محمد میهنی فرماندار وقت سرباز توسط استاندار جهت تصدی پست فرمانداری نیکشهر به وزارت کشور پیشنهاد شده ، این شایعه وقتی رنگ و بوی واقعیت به خود گرفت که بعد از مدتی نام و عکس وی در سایت استانداری به عنوان فرماندار نیکشهر ثبت و منتشر شد.
بقلم؛ صدیق حسین زاده: عملگرایی و وارد شدن یا نشدن وبلاگ نویسان بلوچ به دنیای حقیقی بحثی بود که در ایام نوروز بیشتر در نظراتی که بین وبلاگ نویسان رد و بدل می شد مطرح بود. عده ای معتقد بودند که علاوه بر پرداختن و بیان موضوعات گوناگون، باید به صورت نظری نیم نگاهی هم به میدان عمل داشت و ارزیابی درست از بحث های مطرح شده در جامعه اطراف صورت داد، عده ای دیگر معتقد به این بودند که فعلا" نیازی به وارد شدن به دنیای حقیقی نیست و صرف پرداختن به موضوعات و معضلات جامعه در فضای مجازی خود به نوعی کاری است عملی ، کسان دیگری هم از دوستان وبلاگ نویس معتقد به هر دو کار به طور توأمان بودند و منافاتی با انجام و طرح موضوع در دنیای مجازی و حقیقی نمی دیدند.
_Fixd_Fixd.jpg)
می شود گفت که هر سه مورد نظر مطرح شده به نوعی درست است ، زیرا گزینش و انتخاب هر یک از این سه راه را بستگی به شخصیت طرف باید دانست ، نه می شود ارزش دنیای مجازی را دست کم گرفت و نه می شود دنیای بزرگ و قابل لمس حقیقی را نادیده گرفت ، ولی می شود انتخاب را بر عهده فرد وب نویس گذاشت تا استراتژی و تاکتیک خود را انتخاب و با توجه به چگونگی توانایی فردی آن را بکار گیرد.
قبل از هر چیز ذکر این نکته ضروری است که به روز نبودن من در یک ماه گذشته کمترین ربطی به انتخابات و مسایل پیرامون آن نداشته و باید یادآوری کنم که وبلاگ نویسی همه زندگی نیست و کارهایی مهمتر و وظایفی سنگین تر مثل خانواده ، بزرگ کردن فرزندان ، ادامه تحصیل ، شغل و ... وجود دارند .
اما کاملا" واقفم که وب نگاری بلوچ طی یک سال گذشته وارد دوره تازه ای شده که به لحاظ کیفیت نظیر آن از زمان شروع وبلاگ نویسی تا کنون موجود نبوده ، فضای بوجود آمده کنونی در دنیایی مجازی شاید گامی به پیش باشد و با نقدهایی که از درون جامعه شروع شده بخشی از مشکلات و معضلاتی که گرایبانگیر جامعه است را مطرح نماید. با بیان بخشی از معضلات، سوالاتی ممکن است در ذهن های پرسشگر بوجود آید، باید نشست و به این سوالات خوب فکر کرد و جوابی درخور برای آن پیدا کرد .
۱ - چرا می نویسید؟
2- هدف شما از وبلاگ نویسی چیست؟
3- چرا فضای مجازی را برای نوشتن انتخاب کرده اید؟
بقلم؛ صدیق حسین زاده: هنوز چند ماه از چاپ و به بازار آمدن و در پی آن نایاب شدن کتاب" شرح منظومه مکران" دکتر عبدالغفور جهاندیده نگذشته بود که خبر رسید دو کتاب دیگر استاد ، که بیش از این در نوبت چاپ بوده اند به تازگی منتشر شده اند، بعد از چاپ و انتشار چندین اثر از دکتر جهاندیده ، ایشان را اهل کتاب بلوچ به خوبی می شناسند ، پس نیازی به بازگویی مجدد کارنامه و بیوگرافی ایشان نیست.
دو کتاب تازه استاد جهاندیده در مرحله ای که ادبیات بلوچ دوره گذار از هجران را می گذراند ، می توانند بسیار مفید و موثر باشند و کمک زیادی به ادبیات مهجور مانده بلوچان بکنند ، این مهم را زمانی بهتر درک می کنیم که وقت بگذاریم و مطالعه ای عمیق بر این دو کتاب داشته باشیم تا دریابیم که ادبیات بلوچ چقدر غنی ، بکر و دست نخورده است.
بقلم؛ صدیق حسین زاده: متن کامل " آلترناتیوی برای انتخابات"زمانی که چهار سال دوم دولت هاشمی رفسنجانی رو به اتمام بود، نوعی نگرانی در بخشی از جامعه و سیاسیون بوجود آمده بود که ممکن است بعد از رفتن دولت سردار سازندگی کسی توانایی اداره کشور را نداشته باشد و کشور با انواع مشکلات اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی مواجه شود، این شد که برخی از سیاسیون مطرح و فعال در عرصه سیاسی کشور مثل عطالله مهاجرانی طرح تمدید ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی را مطرح کردند و خواستار تداوم دولت سازندگی شدند.

اما دو مشکل در اساسی سد راه طراحان این طرح قرار داشت ، در اول قانع کردن بزرگان نظام و دوم اکثریت جامعه ایران ، این دو مشکل برای مطرح کنندگان این طرح باعث شد که هم از سوی بزرگان و هم اکثریت سیاسیون و هم جامعه اقبالی به طرح مطرح شده صورت نگیرد و انتخابات ریاست جمهوری با کاندیدایی جدید برگزار شد و سید محمد خاتمی پیروز انتخابات شد تا دولت اصلاحات با برنامه ها و طرح های جدید بر روی کار آید.
با پا گرفتن دولت اصلاحات خیلی زود دولت سازندگی رو به فراموشی رفت و مردم ، سیاسیون و حتی مطرح کنندگان طرح ماندگاری هاشمی رفسنجانی هم متوجه شدند که گاهی تغییر در نگرش و برنامه های دولت چقدر می تواند موثر باشد ،به هر حال هشت سال دولت اصلاحات هم به پایان رسید و این بار نوبت به محمود احمدی نژاد رسید تا بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زند و دولت مهرورزی و عدالت را تشکیل دهدتا با نگرشی دیگر برنامه های خود را در کشور به اجرا بگذارد.
صدیق حسین زاده -بحث ما به نخبگان جامعه رسید که چرا هنوز موفق به حضور پیروزمندانه در انتخابات نشده اند، دلیل این امر را می توان در چند بخش جستجو کرد ، ولی ابتدا باید منظور از نخبه را بیان نمود، که به چه کسانی می شود این لقب را داد، مراد من از نخبه کسانی هستند که با استفاده از توانایی فردی و یا با ظرفیت هایی که برای خود ایجاد کرده اند توانسته اند خود را به جامعه معرفی و عرضه کنند و مردم هم در انتخاب با توجه به شناختی که از توانایی و اندیشه او پیدا کرده اند به سراغ او بروند.
وقتی به گذشته بر می گردیم می بینیم که در جامعه ما درست بر عکس این موضوع اتفاق افتاده و بیشتر صحنه رقابت های انتخاباتی اولین حضور و فعالیت اجتماعی فرد کاندیدا بوده است. اما دلایل ؛ به عقیده من عدم به قدرت رسیدن نخبگان جامعه بلوچ در عرصه انتخابات را می توان به طور مختصر در دو دلیل مهم خلاصه کرد.
یکی از این دلایل عدم نخبه پروری جامعه بلوچ این است که نتوانسته نخبگان را در جامعه شناسایی و رشد دهد، این است که چهره های شاخص و شناخته شده یک حوزیه انتخابیه با جمعیتی بالغ بر ۴۰۰ هزار نفر به تعداد انگشتان دست هم نمی رسند.
محمد بلوچزهی - انسان شناسی و فرهنگ : جریان روشنفکری در هر کجای دنیا همیشه در اقلیت بوده و هست و طبیعی است که توده مردم در اکثریت مطلق به سر می برند اما آنچه که این جریان را با هم طیفان بلوچ خویش متمایز می سازد عملگرا نبودن جریان روشنفکری بلوچ و گسست های اجتماعی میان آنهاست. همین عملگرا نبودن آنها و یا به تعبیری ادبی تر ظاهر شنبه گونه «حرف» و جمعه های «عمل» این قشر باعث شده میان«حرف« و« عمل» شکاف عمیقی ایجاد شود و هیچگاه حرف ها رنگ عمل به خود نگیرد و طرح های پیشنهادی نیز مجال اجرا نیابند.
اگر در آغاز این مقوله به تعاریف صحیح روشنفکری اشاره نماییم در ویکی پدیا «روشنفکری به معنی تفکیک دو چیز از همدیگر آمده است به همین دلیل آنرا به عنوان روح انتقادگرا و ممیز دانسته است.
صدیق حسین زاده - در قسمت اول بحث ضمن مروری کوتاه بر روند تغییر دولت ها و توأم با آن نگرش ها به اینجا رسیدیم که در انتخابات پارلمانی هم به همین شکل و فقط با حجم و محیط جغرافیایی محدودتر می توان با تغییر مهره ها و کسانی که امتحان خود را پس داده و برنامه جدیدی برای تحول در منطقه ندارند به نگرشی اساسی رسید که در پشت آن برنامه ای جدید برای تحول اصولی در هر منطقه باشد.

اما چرا مهره های فعلی از ایجاد تغییرات اساسی در منطقه ناتوان هستند و یا چه کسانی می توانند با ورود به انتخابات باعث شکل دهی روندی جدید در توسعه منطقه شوند و آیا اصلا" چنین چهره هایی وجود دارند و یا اگر وجود دارند چرا برای انجام حرکت های اساسی وارد کارزار انتخاباتی نمی شوند؟
زاهدان فردا - ساعاتی پیش مطلع شدیم میرزا نیک محمد شه بخش ؛ نخستین خبرنگار - عکاس استان سیستان و بلوچستان صبح امروز دار فانی را وداع گفته است. با نهایت تاثر و اندوه درگذشت این مرد پرتلاش استان را که سالیان بسیاری را در ثبت وقایع و تاریخ استان صرف کرد تسلیت می گوییم. مراسم تشییع جنازه این مرد نازنین استان ساعت 12 ظهر امروز از محل مسجد مکی زاهدان آغاز می شود. مطلب زیر یکی از آخرین خاطرات روزنامه نگار عزیز ؛ امان الله تمندرو از دیدار با میرزا نیک محمد شه بخش است:

هفته گذشته با خبر شدم حاج میرزا نیک محمد شه بخش اولین عکاس و خبرنگار استان در بستر بیماری است .نیم ساعتی به دیدنش رفتم و او را در حالی که از شدت بیماری به شدت ضعیف شده و سرم به او وصل بود ملاقات کردم.میرزا نیک محمد اولین فردی است که در رژیم گذشته پس از بازگشت از تهران که برای کار و آموزش عکاسی رفته بود در زاهدان اقدام به راه اندازی مغازه عکاسی کرد و هنر عکاسی را به استان اورد. گرچه راه اندازی عکاسی توسط او با مخالفت برخی متعصبین مذهبی همراه بود اما او را از کارش که به آن عشق می ورزید باز نداشت و ضمن موفقیت در کارش توانست جوایز متعددی از جمله جایزه اول عکس ایران را از آن خود کند.وی همزمان با عکاسی٬ کار خبرنگاری برای روزنامه اطلاعات را انجام می داد.در واقعه شورش یا قیام دادشاه او تنها خبرنگاری بود که اخبار دست اول را به تهران ارسال می کرد و هنگام کشته شدن دادشاه نیز تصاویر معروف جنازه دادشاه و برادرش را به مطبوعات کشور ارسال کرد.
صدیق حسین زاده - سایتی که گویا وابسته به یکی از احزاب اپوزیسیون است در آخرین پست ارسالی که بر روی خروجی سایت خود قرار داده از تهدید به قتل وبلاگ نویسان بلوچ توسط برخی از نهادهای دولتی خبر داده و متاسفانه تهدیدهای اطرافیان عضو شورای نیکشهر و مطلبی که من در نقد آن نوشته بودم را به وزرات اطلاعات ربط داده است که جا دارد ضمن تکذیب این خبر توضیحاتی را در این خصوص جهت تنویر افکار بلوچ داخل نشین و خارج نشین ارائه نمایم.

اول اینکه من در طول بیش از 10 سال فعالیت رسانه ای هیچ وقت و از طرف هیچ نهادی نه تحت فشار بوده ام ، نه تهدید شده ام ، بلکه خود بارها چه به صورت شفاهی و چه به صورت کتبی و در بسیاری از مطالبم هم اشاره کرده ام که علی رغم داشتن خط و مشی انتقادی نسبت به برخی از مسائل در چهارچوب قانون حرکت کرده و ضمن پایبندی به اصول قانون اساسی ، معتقدم جامعه بلوچ می تواند از ظرفیت های موجود در قانون اساسی به نحو احسن و به نفع خود استفاده نماید.

ملت ایران نیاز دارد
تا درباره قوم بلوچ
بیشتر بداند
در اخبار خبر خوشی آمده بود مبنی بر اینکه به تازگی دو کتاب درباره ادبیات بلوچی توسط انتشارات معین منتشر میشود. این خبر از آن جهت خوش بود که ادبیات بلوچستان که یکی از پربارترین ادبیات قومی کشورمان ایران است ، تاکنون مهجور مانده و خبری از آن در کتابها و مکتوبات ما نبود. کتاب اول «حماسه سرایی در بلوچستان» نام دارد که در 610 صفحه به بررسی و تحلیل حماسههای قومی بلوچی همراه با متن اصلی هر حماسه و مقدمهای بلند درباره بلوچ و بلوچستان و جایگاه شعر و حماسه در بلوچستان میپردازد و کتاب دوم سیری در منظومه های عاشقانه بلوچی نام دارد که در ۴۲۰ صفحه به بررسی و تحلیل منظومه های عاشقانه بلوچی همراه با متن اصلی منظومهها و مقدمه ای در بارۀ ادبیات و شعر غنایی میپردازد.
بقلم؛ صدیق حسین زاده -زمانی که چهار سال دوم دولت هاشمی رفسنجانی رو به اتمام بود، نوعی نگرانی در بخشی از جامعه و سیاسیون بوجود آمده بود که ممکن است بعد از رفتن دولت سردار سازندگی کسی توانایی اداره کشور را نداشته باشد و کشور با انواع مشکلات اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی مواجه شود، این شد که برخی از سیاسیون مطرح و فعال در عرصه سیاسی کشور مثل عطالله مهاجرانی طرح تمدید ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی را مطرح کردند و خواستار تداوم دولت سازندگی شدند.

اما دو مشکل در اساسی سد راه طراحان این طرح قرار داشت ، در اول قانع کردن بزرگان نظام و دوم اکثریت جامعه ایران ، این دو مشکل برای مطرح کنندگان این طرح باعث شد که هم از سوی بزرگان و هم اکثریت سیاسیون و هم جامعه اقبالی به طرح مطرح شده صورت نگیرد و انتخابات ریاست جمهوری با کاندیدایی جدید برگزار شد و سید محمد خاتمی پیروز انتخابات شد تا دولت اصلاحات با برنامه ها و طرح های جدید بر روی کار آید.
بقلم؛ صدیق حسین زاده -همانطور که می دانید ماندگاری شاخه های مختلف هنر بلوچ متکی بر روایات و شفاهی بودن است که نسل به نسل تا به اینجا رسیده و امروزه بسیاری از خواندن ، دیدن و شنیدن آن لذت می برند و ما هم به خود می بالیم که هنر بلوچ پس از گذشت قرن ها هنوز اصالت خود را حفظ کرده و در میان سایر هنرهای سنتی پا بر جای مانده است.

اما حتما" کسانی در پایداری این هنر غنی نقش عمده تری داشته اند و به واقع میراث داران واقعی آن نیز هستند و اگر قرار باشد روزی به تاریخ هنر در میان مردم بلوچ پرداخته شود باید بیش از دیگرانی که نقش چندانی نداشته اند سهم ببرند.
بقلم؛ صدیق حسین زاده -لغت "پدیده " در فرهنگ های لغت به چندین معنا آماده از جمله 1 - آن چه مشاهده یا به وسیلة حواس ادارک می شود. 2 - چیز تازه پدید آمده ، نوظهور، بی مانند در گذشته. منظور ما در این سخن مشخصا" پدیده های انسانی هستند که می توان آن را در بخش های مختلف طبیعت ،علم، اجتماع، فرهنگ ، سیاست و ... تقسیم کرد.
از لحاظ انسانی اگر به قضیه نگاه کنیم می بینیم انسانهایی که توانایی هایی خارق العاده داشته اند و یا کارهای خارق العاده انجام داده اند در تاریخ بشر به عنوان پدیده همیشه ماندگار و پایدار هستند ، می شود تاریخ بشر را هم به بخش هایی که در بالا ذکر شد تقسیم کرد و انسان های هر گروه یا بخش را در تاریخ منقسم شده ای قرار داد.
می خواهم با گذشتن از سایر بخش ها اشاره ای کوتاه داشته باشم به بخش پدیده های اجتماعی و سیاسی تاریخ معاصر در دنیا که توانسته اند تغییری ریشه ای در نگرش ملل مختلف ایجاد کنند.
صدیق حسین زاده : فکر نمی کنم کسی در میان مردم بلوچ اهل مطالعه و روزنامه باشد و نام "محمود براهوئی نژاد" را نشنیده باشد، براهوئی نژاد کار حرفه ای روزنامه نگاری را در نوجوانی و با هفته نامه روزدرآ آغاز کرد و بعد از توقیف روزدرآ در اوایل دهه ۸۰ و راه اندازی هفته نامه مرزپرگهر توسط باقر کرد سردبیر این هفته نامه شد و آنجا بود که هر کجای سیستان و بلوچستان ، اهل اندیشه ای اگر بود ، حتما" حرف از محمود براهوئی نژاد هم بود ، به طوری که خیلی ها او را لقب " محمد قوچانی" قوم بلوچ نام دادند.
محمود ریز نقش در این سالهای دست به قلم فراز و فرود زیادی داشته و البته در راه دلسوزی برای قوم خود هزینه های بسیاری هم داده که شاید اگر هر کس بجای او بود تا حالا با این همه بی مهری و بی تفاوتی راه خود را جدا کرده بود و مثل خیلی های دیگر به فکر فربه کردن خود می نشست.
صدیق حسین زاده : خواننده عزیزی با نام مستعار "نوهان" در جواب مطلب "بلوچی که هویتش را گم کرد" برایمان جوابیه ای بلند و بالا ارسال کرده و خواهان نشر آن در این وبلاگ شده است ، با مطالعه این جوابیه سفسطه وار ، دریافتم که این خواننده عزیز حرف تازه ای برای گفتن ندارند و فقط حرف های گفته شده توسط ما و دیگر وبلاگ نویسان بلوچ را به شکلی دیگر تکرار کرده اند.

در کل این جوابیه حس مرکز گریزی موج می زند و با توجه به این که به علل منطقی مرکز گریزی بلوچها در مطلبی تحت عنوان "عوامل شکل گیری ناسیونالیسم قومی و مرکز گريزي بلوچ ها " در سایت استون پرداخته شده و در این وبلاگ هم بازنشر شده ، لزوم تکرار تعصب آلود آن را ضروری نمی دانم.
انسان شناسی و فرهنگ - بقلم؛ محمد بلوچزهی - تا پا بر عرصه صحنه می گذاشت و «دونلی» بر لب؛ انگار که همه را جان می داد این جادوگر جوان موسیقی بلوچستان و وقتی نفس قدرتمندش را بر ساز می افزود دیگر کس را مجال گفتن نبود چه برسد به رفتن و یا پایان یافتن.
«موسی بلوچ» دونلی نواز(دونی نواز) نامی بلوچستان را مرد نفس طلایی موسیقی لقب نهاده بودند اما چه زود در آغاز دهه چهارم زندگی از نفس افتاد و به دنبال یک واقع تلخ و تاسف بار با رفتن موسی بلوچ موسیقی بلوچ نیز از نفس افتاد.
سال90 را شاید بتوان یکی از سالهای بسیار بد برای هنرمندان آنهم مفاخر موسیقی بلوچ قلمداد نمود چرا که چند تن از اساتید صاحب سبک و مفاخر ارزشمند این هنر مردمی و پرطرفدار در همین سال و با فواصل نسبتاً نزدیک به هم به دیار باقی شتافتند.
بقلم؛ رازگو بلوچ - مگر ما چند نفر نویسنده نقاد داریم؟ چرا همه برای آنها شیر می شوند؟ قاچاقچی شیشه و کریستال آزاد می گردد و کسی کارش ندارد. آدم کش های حرفه ای تامین می گیرند و می شوند کدخدا. اما نوبت به نویسنده منتقد که برسد همه چون شیر شرزه سر می رسند یکی با طعنه یکی با حسادت دیگری با تخریب و نشر اتهام و اخیرا با فتوای قتل.
البته شما بزرگوار دارید بحث و گفتگو می کنید و هیچ مشکلی نیست. شما حق دارید صدیق کاملا را به چالش بکشید. اصلا او برای همین است که می نویسد.
اما آیا می دانید هر وب نویس بلوچ هر روز ستون نظراتش را باز می کند منتظر چندین فحش ابدار است؟ در خلوت خود می خواند و یک نفر هم نیست پشتیبانش شود و سنگ صبورش که راحت تر تحمل کند؟ چرا؟
آیا پولی می گیرد بابت این از خود گذشتگی؟ قدرت و جایگاهی کسب می کند؟ خیر فقط به عده دشمن هایش چهارنفر اضافه می کند. برای چه؟ برای یک فردای بهتر که شاید هرگز خود نخواهد دید. اگر تصویر شما از فردا با صدیق متفاوت است برای باز گفتنش چرا نرم و آهسته به سراغش نیائید؟
پس این را نه به شما بلکه به آنها می گویم با خنجر طعنه و دشنه توهین سر می رسند. وقتی که بیرحمانه و همراه با طعنه و توهین چالش می کنیم بد نیست اینها را درنظر بیاوریم.